«این روایت کسی است که در هفتهای از خردادماه ۱۴۰۳ به لارستان سفر کرد و شهرهای لار، اوز، گراش و خنج و روستاهای اطرافشان را دید. بهترین زمان سفر به این منطقه آغاز بهار است، اما تجربهی گرمای آخرین ماه بهار کمک کرد تا زندگی در این شهرها و اهمیت آبانبارها و دهنشیرها را بهتر حس کنم. شاید بهتر باشد روایت را از همین آبانبارها شروع کنم؛ از برکهها.»
به گزارش چارسوق لارستان، کتاب «حیات در برکهها» اثر شادی خوشکار (نویسنده و خبرنگار حوزه کتاب کودک و نوجوان)، از سوی نشر اطلاعات در قطع رقعی، به صورت گلاسه و در ۲۴۰ صفحه در سال ۱۴۰۴ منتشر شده است. این کتاب با موضوع سفرنامه و با محوریت روایت سفر به منطقه لارستان منتشر شده و بخشی از عکسهای آن- از جمله عکس روی جلد که نمای ایوان اصلی باغ نشاط لار است -به سفارش نشر اطلاعات توسط عکاس لاری، احمد نبیزاده، ثبت شده است.
شادی خوشکار در معرفی اثر خود چنین مینویسد:
«همهی بچهها در اینجا میدانند که در برکهها داد و ملاکه هست؛ یا همان ددملکو، دیوی هراسانگیز که بزرگترها برای دور نگه داشتن بچهها از برکهها نامش را میآوردند تا مبادا قدمی بیاحتیاط بردارند و در آب غرق شوند. به رقص نور در آب خیره میشوم و صورتم را از تندی آفتاب میگردانم. کوچهها ساکتاند و ظهرِ داغِ لارستان، زمان گردش نیست. منتظر غروبم تا راه کاروانسراها را در پیش بگیریم و برکههای قدیمی را ببینیم.
در روزهای بعد، قدم به بازارها، قلعهها و موزههایی میگذارم که اشیای آنها را مردم، برای حفظ یادگارهای گذشتهی خود، اهدا کردهاند؛ گذشتهای که در هر گوشهی آن ردّی از زندگی، رنج، تلاش و زیبایی دیده میشود.
مردم این منطقه همیشه به تلاش برای ساختن شهرهایشان و نیز کارهای خیر و فعالیتهای داوطلبانه شهرهاند. آنها بارها دربارهی سرزمینشان نوشتهاند و تاریخ خود را زنده نگه داشتهاند. این سفرنامه روایت کسیست که برای معاشرت با این مردم و دیدن مکانهای تاریخی، راهی لارستان شد؛ و در هرجا که قدم گذاشت، برکه دید و نخل و کنار و گز، و مردمی که با مهربانی میزبانی کردند و از تاریخ شهر و روستایشان گفتند.»
کتاب «حیات در برکهها» با نگاهی مردمنگارانه و نثری تصویری، توانسته بخشهایی کمتر روایتشده از فرهنگ، خاطره و جغرافیای جنوب فارس را پیش چشم مخاطب بیاورد.
دیدگاه خود را بنویسید