چارسوق لارستان | احمد نبی زاده: خانه تاریخی محمودی لار، شنبه 12 اردیبهشت 1405، شب شلوغ و متفاوتی را تجربه کرد؛ جایی که احسان عبدی‌پور به دعوت شهرداری و شورای شهر لار مهمان مردم بود. از نوجوان‌ها تا بزرگ‌ترها، علاقه‌مندان بسیاری آمده بودند تا روایت‌ها و قصه‌های فیلمساز و مستندساز بوشهری را از نزدیک بشنوند.
بدون شک دعوت از چنین چهره‌ای برای گفت‌وگو با مردم و علاقه‌مندان فرهنگ، اقدامی ارزشمند از سوی شهرداری و شورای شهر لار بود، اما کمبود صندلی موجب شده بود بخشی از حاضران ایستاده برنامه را دنبال کنند و عبدی‌پور نیز به احترام جمعیت، ترجیح داد تمام مدت برنامه سرپا بماند.
برنامه با صحبت‌های اصغر فرودی، شهردار لار آغاز شد و از علاقه‌اش به آثار عبدی‌پور و تأثیرپذیری اش از پادکست «استرالیا» گفت. حمید منشی مجری برنامه نیز توضیح داد که عبدی‌پور ترجیح داده بدون موضوعات از پیش تعیین‌شده و بر اساس فضای جمع صحبت کند.
«احسانو» مقدمه کوتاهی درباره تأثیر «کلمه و ادبیات» در روزهای سخت اخیر گفت و چند مستند کوتاه از آثار تازه‌اش را به نمایش گذاشت؛ از جمله مستندی که درباره شیراز و از مجموعه «فودفیکشن» بود و برای نخستین‌بار به صورت عمومی پخش می شد.
او در خلال صحبت‌هایش به برخی مشاهدات خود از شهر نیز اشاره و نقدهایی کرد؛ نقدهایی که برای بسیاری از حاضران آشنا و «حرف دل» بود؛ از ناهمخوانی صندلی‌های پلاستیکی با فضای خانه تاریخی محمودی تازه‌مرمت‌شده در این برنامه گرفته، تا تجربه حضور در برخی فضاهای شهری؛ از کافه‌ای که به‌عنوان جایی شیک و لاکچری شهر او را مهمان کرده بودند، اما از نظر او چیزی از روح شهر و فرهنگ لار در آن دیده نمی‌شد تا بازار قیصریه که برایش چندان متفاوت از دیگر بازارهای قدیمی نیامده بود.
اما از «مسجد چهاربرکه» به‌عنوان یکی از منحصر به فردترین بناهای ایران یاد کرد، هرچند از وضعیت رهاشدگی آن نیز انتقاد داشت و از وضعیت نامناسب داخل مسجد گفت که به تعبیر خودش «داد می‌زد وارد نشو!»
نبود آب آشامیدنی در برنامه نیز از جمله دشواری‌هایی بود که برخی حاضران به آن نقد داشتند و معتقد بودند فراهم کردن شرایط بهتر برای حضور مردم می‌توانست اهمیت بیشتری از تشریفات صوت و تصویر داشته باشد!
عبدی‌پور در بخشی از سخنانش بر نقش فرهنگ در شکل‌گیری «ملت» تأکید کرد و آن را مهم‌ترین عاملی دانست که می‌تواند مردم را گرد هم بیاورد. او با خواندن روایت‌هایی از کتاب خلخال شوم نوشته ایرج صغیری کارگردان و نویسنده شهیر بوشهری، حاضران را به حال‌وهوای بوشهر برد.
قرار بود بخشی از برنامه به پرسش و پاسخ با مردم اختصاص یابد، اما به‌دلیل وقفه‌هایی که پیش آمد، این بخش برگزار نشد؛ بخشی که می‌توانست جانِ برنامه باشد.
در پایان، مثل همیشه حلقه‌ای از علاقه‌مندان دور مهمان ویژه برنامه شکل گرفت؛ عکس‌های یادگاری، چند گفت‌وگوی کوتاه، امضا، خداحافظی و خانه تاریخی محمودی آرام‌آرام خالی شد.
گفته می‌شود عبدی‌پور تا عصر یکشنبه 13 اردیبهشت در لار حضور دارد؛ فرصتی که می‌تواند برای برگزاری نشستی صمیمی‌تر با فعالان فرهنگی شهر و گفت‌وگو درباره تجربه‌های فرهنگی و جشنواره‌ای او مغتنم باشد. جایی که عبدی‌پور از تجربه‌هایش در فستیوال‌ها بگوید و از این‌که چطور بوشهر با محوریت فرهنگش به مقصد گردشگری تبدیل شد، نه فقط به‌خاطر داشتن دریا.
شاید مهم‌ترین نکته این دیدار همین بود که وقتی مهمانی را دعوت می‌کنیم که می‌تواند چیزی به ما بیاموزد، خوب است کمی از موضع «ما این هستیم و آن هستیم» فاصله بگیریم و ببینیم او از بیرون ما را چطور می‌بیند. همین نگاه بیرونی گاهی بهترین آینه برای دیدن ضعف‌ها و شروع یک تغییر است.