دولت تاجیکستان با تقویت آموزش «الفبای نیاکان» در مدارس، گام تازهای برای احیای پیوند نسل جدید با میراث مکتوب و هویت تاریخی این کشور برداشته است؛ اقدامی که در ادبیات رسمی تاجیکستان به معنای توجه دوباره به خط فارسی است و از سوی ناظران، فراتر از یک برنامه آموزشی، بخشی از روند بازتعریف هویت ملی و تمدنی این کشور ارزیابی میشود.
این رویکرد در ادامه سیاستهای فرهنگی سالهای گذشته تاجیکستان قرار دارد؛ از جمله انتشار شاهنامه فردوسی به خط سیریلیک و توزیع رایگان آن میان بیش از سه و نیم میلیون خانواده تاجیک. این اقدام که در زمان خود یک حرکت نمادین فرهنگی تلقی میشد، اکنون در کنار تقویت آموزش خط فارسی، بخشی از یک مسیر پیوسته برای بازسازی پیوند جامعه تاجیکستان با میراث مکتوب و تاریخی خود دیده میشود.
تحلیلگران فرهنگی معتقدند این دو اقدام در ظاهر جداگانه اما در عمق به یکدیگر متصلاند؛ یکی ابزار خواندن میراث را احیا میکند و دیگری یکی از مهمترین متون هویتی جهان فارسی را وارد زندگی روزمره مردم میسازد. از این منظر، آموزش خط فارسی در تاجیکستان تنها یک برنامه درسی نیست، بلکه تلاشی برای بازگشودن راه دسترسی نسل جدید به آثار رودکی، فردوسی، ناصرخسرو، مولانا، سعدی، حافظ، جامی و بیدل به شمار میرود.
این تحولات در کشور همسایه در حالی رخ میدهد که در ایران، نگرانیها درباره کیفیت نگارش فارسی در میان نسل جوان رو به افزایش است. گسترش لحن محاورهای و مدل گفتوگوی رایج در شبکههای اجتماعی، در کنار مجازی شدن آموزشها بر اثر رخدادهای سالهای اخیر، بر شیوه نوشتار دانشآموزان و دانشجویان اثر گذاشته و باعث شده است در بخشی از نوشتههای نسل در حال تحصیل، غلطهای املایی و ضعف در نگارش معیار بیش از گذشته دیده شود.
همزمان، در سالهای اخیر نگرانیهای زیادی نیز درباره به حاشیه رانده شدن زبان فارسی در افغانستان مطرح شده است. تغییر برخی اصطلاحات رسمی، حذف تدریجی واژههای رایج فارسی از مکاتبات اداری، تلاش برای جایگزینی اجباری برخی اصطلاحات و کمرنگ ساختن حضور فارسی در ساختارهای رسمی، این نگرانی را به وجود آورده که زبان در این کشور به میدان رقابت سیاسی و ابزاری برای اعمال قدرت تبدیل شده است.
مجموع این تحولات نشان میدهد زبان فارسی در جغرافیای فرهنگی خود با وضعیتهای متفاوتی روبهرو است؛ در حالی که در تاجیکستان، سیاست رسمی بر احیای پیوند با خط و میراث مکتوب متمرکز شده، در ایران و افغانستان چالشهایی از جنس افت کیفیت نگارش یا محدودیتهای ساختاری و اداری مشاهده میشود که هر یک از زوایهای پویایی این زبان را تحت تأثیر قرار داده است.
در چنین شرایطی، آنچه امروز در تاجیکستان با بازگشت به «الفبای نیاکان» و توجه به متون کلاسیک دنبال میشود، یادآور این واقعیت است که حفظ و تقویت زبان فارسی نیازمند سیاستگذاری فرهنگی و آموزشی مستمر است. این روند میتواند ظرفیتهای جدیدی برای همکاریهای علمی، نشر مشترک و دیپلماسی فرهنگی میان کشورهای فارسیزبان فراهم کند تا میراث مشترک در برابر چالشهای مدرن و سیاسی محافظت شود.
دیدگاه خود را بنویسید