امیرحسین منتظر قائم، از شاعران جوان لارستان و عضو انجمن ادبی آفتاب لارستان، تازه‌ترین سروده خود را با مضمون اجتماعی و میهنی برای انتشار در اختیار رسانه «چارسوق لارستان» قرار داد. این شعر با نگاهی دردآلود به رنج‌ها و زخم‌های سرزمین، از شهرها و نمادهای مختلف ایران یاد می‌کند و با زبانی احساسی و تصویرپردازانه، روایتگر اندوه‌ها، امیدها و دغدغه‌های مردم در روزگار پرالتهاب است.

ای که داری درد‌هایی کهنه را در استخوان‌ات
می‌چکد اشک خدا از چشم‌های آسمان‌‌ات

خون و خاکستر گرفته مرز‌های سینه‌ات را
شعله‌ای روییده است از زخم‌های بی‌کران‌ات

بغض‌هایی تازه را بر شانه‌هایت می‌کشانی
لاله‌ها را می‌چکانی از نگاه مهربان‌ات

چشم‌های رنج دیده، سینه‌های غصه خورده
ناگهان بر باد رفته، آرزو‌های جوان‌ات

رنگ خون بر خود گرفته بوسه‌ی قند "فریمان"
طعم تلخی می‌دهد سوغات‌های "اصفهان‌ات"

ترس، لب‌خند‌ عروسک‌های کوچک را گرفته
بی‌قراری می‌کند "میناب‌جانِ" نیمه‌جان‌ات

باز ، داغ رستمی تازه است در رگ‌های "زابل"
باز خون می‌بارد از چشمان سرخ "سیستان‌ات"

شروه‌خوانیّ "خروس لاری‌ات" از شور خون است
"اژدهای قلعه‌" آتش می‌پراند از دهان‌ات

صورتت سرخ است از سیلی آزادی‌طلب‌ها
بوی غربت می‌دهد خوش‌حالی بی‌میهن‌آن‌ات

امیرحسین منتظرقائم