نسیمِ خنک، عطرِ بهارنارنج را بر گونه‌های گُرگرفته‌اش می‌نشاند. چشمانِ دریایی‌اش، گویی در تبِ درد، رنگِ آسمانِ پیش از طوفان گرفته بود. پنجه در پنجه‌ام می‌فشرد و گاه، آوایِ خسته‌ی ناله‌ای از گلویش برمی‌خاست.
بیست روز مانده به سبزیِ بهار، اما عطرِ بهارنارنج، هوایِ دل را ربوده بود. سپیده‌دم بود و خورشید، گه‌گاه از پشتِ پرده‌ی ابرهایِ بارانی، رخ می‌نمود.
بیتا، دیگر رمقی نداشت. پرستاران، او را بردند و من، چون سایه‌ای، پشتِ در ماندم.
گلویم، همچون کویری تشنه، آب می‌طلبید، اما تا افطار، هزاران ساعتِ دلتنگی بود. زانوهایم، دیگر تابِ استقامت نداشتند. به زمین نشستم. عقربه‌هایِ ساعت، بی‌تابانه به سویِ نُه و نیم می‌شتافتند.
درِ زایشگاه، همچون دروازه‌ای به سویِ بهشت، گشوده شد. ماما، با لبخندی که طلوعِ امید بود، دخترِ موعود را نشانم داد. چشمانش در خوابِ نوزادی بسته بود و غنچه‌یِ لبانش، آرام می‌لغزید. انگشتانِ کوچکش را لمس کردم؛ لطافتِ برگِ گلی که تازه شکفته بود. زبانم، در کام، گِره خورد. نمی‌دانستم ترانه‌یِ سکوت را چگونه آغاز کنم. ماما، او را نزدِ بیتا برد؛ همسری که سال‌ها، قصه عشقش را با انتظار بافته بود.
ناگهان، همهمه، چون موجی در ساحل، برخاست. نگاه‌ها، خیره به صفحه‌یِ نورانیِ سالنِ انتظار. تهران، نگینِ ایران، دوباره زخم خورده بود. اما نه تنها تهران؛ از هر سویِ این خاکِ کهن، خبر می‌آمد. حتی از لارِ عزیزِ ما. و بعد… خبری دیگر، از «میناب». کودکانی که شکوفه‌هایِ باغِ دانش بودند و پشتِ نیمکت‌هایِ مدرسه، پرپر شدند.
اشک، چون رودی خروشان، از چشمانم جاری شد. وقتِ ملاقات بود و بیتا، چشم‌انتظارِ دیداری دوباره.
به سویش رفتم. دیدمش؛ چشمانش بسته، اما از گوشه‌یِ آسمانِ چشمانش، مرواریدِ اشکی غلطان بود. سلام کردم. سرش را به سویم گرداند. دستانش را گرفتم؛ سرد بود، چون زمستانِ بی‌مهتاب. بغض، امانش نداد. غمگین بود؛ غمگین از داغِ دخترکانِ زیبایِ میناب.
مینایِ قشنگمان را آوردند. وقتِ بوسه بر سینه مهرمادر بود؛ وقتِ آغازِ زمزمه‌یِ زندگی.
بیتا، کاغذی کوچک، چون پروانه‌ای، لایِ انگشتانم نهاد. بی‌آنکه بخوانم، بیرون آمدم. باید راهیِ دیارِ ثبتِ احوال می‌شدم.
شهر، رنگِ دیگري داشت. خود را به اداره رساندم. همان‌جا، حرف‌هایِ بیتا را گشودم. نوشته بود: «دخترمان را *میناب* صدا بزن.» آری… میناب، در جانِ ما، دوباره دمیدو زنده شد.

حمیدرضا پریدار
بیست و دوم فروردین ماه ۱۴۰۵