پرنده ها لانه می سازند اما خانه ای ندارند
انسان نیز رفتار لانه سازی دارد، اما با این
تفاوت بنیادی که بر خلاف پرندگان و دیگر
جانوران او قادر است لانه را به خانه تبدیل کند
انسان به مکان معنا می دهد
:Outside Meets Inside
The Meaningfulness Condition of Place
Birds build nests, yet they have no home. Humans, too, exhibit nesting behavior—but with one fundamental difference: unlike birds and other creatures, they possess the unique ability to transform a nest into a home. It is the human touch that bestows meaning upon a place
حبیب طالبی | معمار و پژوهشگر: زمین مکان انسان است. حضور ما روی زمین، حضوری مبتنی بر مکان است، به شکلی پیشینی انسان در "جایی" قرار دارد. ما همواره در مکان هستیم اما مکانمندی ما تحت شرایط و معیارهایی است، گاهی احساس بی خانگی1می کنیم، سویی نداریم و بی جهت می شویم همچون گمشده ای معلق در فضا.
رابطه انسان با جا2 از جنس همنشینی اشیا و چیزها در کنار هم نیست. یک لیوان روی میز قرار دارد و فضایی را اشغال می کند در واقع میز مکانی برای لیوان است اما مکانمند نیست. این فضای اشغال شده قابل محاسبه3 مختصاتی و کمی است. انسان نیز فضای اتاق را اشغال می کند و اتاق مکانی برای اوست اما فضا برای او حجم های خالی4 نیست، انسان تنها موجودی است که به مثابه آنکه انسان است در یک اتاق قرار دارد، این اشغال فضا در مکان، همچون یک شیء روی میز یا اشغالِ فضای یک اتاق نیست و وابسته به کیفیت های ذهنی5 است. (تصویر 1) انسان یک مرکز است که قابلیت گشودگی6 به مکان دارد، مکان ها مستقل از ما وجود ندارند (پرتوی ، 1392)

مکانیتِ مکان فرآیندی مبتنی بر پویایی7 و گذار8 است. پویایی سیالیت زمان را تداعی می کند و گذار نیز نوعی ارتباط زمانمند با کالبد است که "تجربه ی مکان" نام دارد. معیار کالبدی و عینی این تجربه را به عنوان رویارویی یا ملاقاتِ "بیرون و درون" می توان شناسایی کرد.
مکان از لحاظ کالبدی یک عرصه درونی است که با عرصه بیرونیِ احاطه کننده رویارو می شود در نتیجه تعامل انسان با مکان به نسبت تاثیرپذیری، درگیری و تداوم9 او با مکان، درجاتی از در درون بودن را برای انسان می آفریند. در واقع به نسبتی که انسان احساس در درون بودن می کند معنای مکان برای او ساخته می شود، همچنین ارتباط بین بیرون و درون زمینه وجودی اصلی عناصر معماری است، عناصر سقف، کف و دیوار. این عناصر هر یک، درون را در میانه ی یک بیرون ایجاد می کنند. (پرتوی،1392)
از دیدگاه تجربی در درون بودن به معنای تعلق به مکان و خود را با مکان شناسایی کردن و ارتباط از طریق حسِ موقعیت است. در درون بودن کیفیتی است که از طریق آن فضا به مکان تبدیل می شود. در امتداد چنین نگاهی، جهان کودکان مصداق دست اولی از این مفاهیم و رویارویی بیرون و درون به ما عرضه می کند.
جهان در نظر کودکان سرشار از اشیای بی نظیری است که می تواند او را جلب کند، اشیایی منحصر به فرد، زیرا کودکان مایل اند به هر کجا که می توانند کار کردن روی اشیا را ببینند، سر بزنند. آنها به طرزی مقاومت ناپذیر جذب خرده ریزهایی می شوند که از فعالیت های ساختمانی، باغبانی، کارخانه، خیاطی یا نجاری به جا می ماند. آنها در این خرده ریزها چیزهایی را تشخیص می دهند که از میان جهان اشیا تنها و تنها متوجه آنان شده است. کودکان در استفاده از این چیزها چندان از کار بزرگترها تقلید نمی کنند، بلکه در آنچه در جریان بازی تولید می کنند موادی کاملا متفاوت را در رابطه ای کاملا تازه و ابتکاری قرار می دهند. این است که کودکان جهان کوچک خود را در جهان بزرگترها می سازند. (بنیامین،1380) (تصویر2)

این رابطه ی تازه و نوآورانه ی کودکان را، به شکلِ رفتار متفاوت ِمحیطی، می توان در زمین های بازی طراحی شده توسط آلدو ون آیک10 بین سال های 1947 تا 1978 ردیابی کرد. این زمین های بازی در واقع محرک خلاقیت کودکان هستند، در اینجا کلمه محرک در برابر "دستکاری"11 قرار می گیرد. محرک معنای راهنمایی و ایجاد اشتیاق و انگیزش درونی را تداعی می کند در حالی که دستکاری ناشی از یک نیروی بیرونی است.
در دستکاری، اطاعت ریشه ی رفتارها و اعمال ماست. از آنجایی که رابطه انسان با محیط رابطه ای پویاست، آلدو ون آیک موفق شده است از طریق به کار گرفتن اشکال انتزاعی در طراحی ها خلاقیت کودک را تحریک کند. یک سرسره یا یک تاب تقریبا به کودک دیکته می کند که چه رفتاری داشته باشد در حالی که بر خلاف این نگاه، کودک می بایست به طور فعال قابلیت های12 متعدد اشیا را کشف کند.
قابلیت های یک محیط کالبدی چه خوب و چه بد چیزی است که آن محیط با ویژگی های ساختاری و مواد و مصالح سازنده ی خود پیشنهاد می دهد، برای بیان این مفهوم لوئی کان از واژه "امکانات" 13 استفاده می کرد به بیان او "یک آجر می خواهد قوس باشد". (لنگ،1386)
قابلیت هایی که آلدو ون آیک پیشنهاد می دهد منحصر به فضای کودکان نیست و می توان به تمام فضاهای معماری تعمیم داد. "ادغام"14 در شهر یکی از این قابلیت های محیطی است. این زمین های بازی باوجودی که در یک شهر واقع شده اند اما هرگز حصار کشی نشده اند، در دهه 1950 و 1960 این موضوع بسیار استثنایی بود. در آن زمان زمین هایی بازی عموما مکان هایی منزوی و جدا از بافت روزمره و عرصه ی عمومی شهر بودند، اطراف آنها با حصار و دروازه ای محافظت و محصور شده بود و اغلب نگهبانی تعیین می شد که مسئولیت نظارت بر بچه ها را بر عهده داشت. این در حالی بود که ون آیک تلاش داشت که مرز زمین بازی و شهر را هر چه نامرئی تر و قابلیت ادغام را به شکلی کالبدی اجرایی کند.
زمین های بازی او در آمستردام هیچ مرز مشخصی ندارند تا از بقیه شهر جدا باشند، قابلیت ادغام باعث می شود بچه ها انگیزه بیشتری برای تعامل با یکدیگر داشته باشند و به نوعی "درگیر" ارتباط شوند.
گوشه ای از پارک در تصویر یک فضای خالی وجود دارد که ماشین ها از کنار آن می گذرند و گودال شنی با فاصله منطقی از لبه سواره جانمایی شده است، همینطور اشیا و وسایلی که کودکان از آن ها بالا می روند چندان محافظت شده نیست. (تصویر 3)

در این شرایط نوعی ادراک محیطی اتفاق می افتد، یعنی نقطه ای که شناخت و واقعیت به هم می رسند، واقعیت بیرونی و شناخت درونی.
مراقبت از حضور خودرو به یک فعالیت گروهی و همکاری تیمی تبدیل می شود و بچه ها خود انگیخته قوانینی برای بازی ارائه می دهند بدون آنکه برخوردی با عرصه ی سواره اتفاق بیفتد.
معمار با استفاده از ساده ترین و واضح ترین عناصر و المان ها، پارکی را طراحی کرده است که کاربرانش خودجوش و خودآیین به مهارت پیش بینی خطر و مدیریت آن تجهیز می شوند. این جنس معماری به هیچ وجه به دنبال محافظت از کودکان از طریق جداسازی و محصوریت در فضایی دیوار کشی شده نبوده است. ون آیک المان های بازی با اشکال هندسی دایره، مثلث و مربع طراحی کرد. اشکال هندسی ساده و انتزاعی که قابلیت عملکردباز دارند، این اشیا به شکل قاب های مستطیلی و گرد برای بالا و پایین رفتن، گودال ماسه ای و بلوک های بتنی مدور (تصویر 4)

برای پریدن های زیگزاگی طراحی شده اند، هر چند این وسایل و اشیا به خودی خود چیزی نیستند اما در ارتباط با کاربر عملکردی باز و انعطاف پذیر15 پیدا می کنند آنچه پیش از این درمورد رویارویی بیرون و درون گفته شد در اینجا قابل مشاهده است.
به طور معمول کودک بی حرکت و ساکن روی سرسره یا تاب می نشیند و اشیا و وسیله ها متحرک هستند اما در المان های بازی طراحی شده توسط ون آیک این جسم و بدن است که حرکت می کند، اشیا حرکت نمی کنند این ویژگی ساده اما عمیق به کودک این اجازه را می دهد که با حرکات بدنی متنوع و دلبخواه بتواند جهان خود را در ارتباط با شیء کشف کند. (تصویر 5)

این رفتار با یک شیء ثابت وجهی "دیالوگی" دارد نه برخوردی یک طرفه. در یک ارتباط دو سویه، زمانی که کودکان در معرض کاراکترهای محیطی قرار می گیرند دو عملکرد روانشناسی "جهت یابی"16 و "شناسایی" رخ می دهد. این دو عملکرد احساس تداوم و باقی ماندن در مکان را در بر دارند و شرایطِ ایجاد یک عرصه ی درونی را فراهم می کنند، شکل گیری عرصه درونی آنگونه که گفته شد از مقومات معناداری مکان است و معنایِ مکان ملازمِ کیفیتی از صمیمیت با محیط است.
کیفیت های فضاییِ زمین های بازی از دو مولفه ی قابل تعمیم به دیگر فضاهای معماری نیرو می گیرند، یکی درک جهانِ درونی انسان به عنوان موجودی متفاوت از دیگر موجودات روی زمین و دیگری طراحی کالبدی بر اساس شناخت و سازماندهی رابطه ی بیرون و درون. از لحاظ کالبدی سازماندهی این ارتباط در هماهنگی و هم تراز با درکِ جهان درونی است. فضا به مکان تبدیل نمی شود مگر آنکه این همسویی و تعادل بین بیرون و درون اتفاق بیفتد، این امر یعنی تداوم من در کالبد بیرونی همزمان به معنای کشف من در درون است، کالبد بیرونی و احوال درونی هر دو در حالِ گفت وگو، درک و تغییر یکدیگر هستند. در مقام مصداق، سادگی هندسی وسایل ثابت در زمین های بازی به کشف خود انگیخته ی قابلیت های آن ختم می شود و فضا از شکل دستوری خارج و به فرم دیالوگی در می آید. همچنان که ایده ی "محرک" در مقابل "دستکاری" نیز موید همین کیفیت دیالوگی و منطق ارتباطی است.
در لحظاتی انسان و مکان یک پدیده ی واحد می شوند. در این موقعیتِ وحدت و همجوشی، شرایطِ معناداری مکان نیز مهیا خواهد بود. دراین شرایط است که مکان بدون ما وجود نخواهد داشت، چرا که انسان در یک ارتباطِ گشوده، به مکان معنا می دهد. ما قادریم از طریق سازماندهی خلاقِ بیرون و درون به این کیفیت مکانمند دست یابیم.
- منتشر شده در شماره 27 مجله فرهنگی هنری «کوچه»؛ تیرماه 1404
دانلود نسخه PDF
Homeless -1
Location/Site -2
Calculative -3
Empty Void -4
Subjective quality -5
Openness -6
Dynamic - 7
Coming-to-pass - 8
Continuity – 9
Aldo van Eyck (1918-1999)-10
Manipulation -11
Affordance -12
Availabilities -13
Merge -14
Flexibility -15
Orientation -16
منابع
پرتوی. پروین. 1392. پدیدارشناسی مکان. تهران: موسسه تالیف،ترجمه و نشر آثارهنری "متن"
بنیامین. والتر. 1380. خیابان یک طرفه. ترجمه ی حمید فرازنده. تهران–نشرمرکز
لنگ. جان. 1386. آفرینش نظریه معماری: نقش علوم رفتاری در طراحی محیط. ترجمه علیرضا عینی فر. تهران. دانشگاه تهران
دیدگاههای بازدیدکنندگان
متنی بسیار عالی و در خور توجه.حیف که مسئولان شهری به چنین دیدگاههای خلاقانه ای اعتنایی ندارند
45 روز پیش ارسال پاسخ