طی سفرهایی که به شهرهای مختلف داشتم، متوجه شدم تقریباً هر شهری با محصول یا ویژگی خاصی شناخته میشود؛ از شهر گردو و انجیر گرفته تا شهر زعفران، صنایع دستی، نقل و نبات یا ادب و عرفان. این هویتها معمولاً با تابلویی بزرگ در ورودی شهر معرفی میشوند و حتی بسیاری از روستاها هم شعار و هویت خود را دارند. همین اِلِمانها، تصویر روشنی در ذهن گردشگر میسازند و او را برای قدم گذاشتن در شهر کنجکاو میکنند.
در محمودآباد مازندران، نظم شهری بیش از هر چیز توجهم را جلب کرد؛ از تابلوهای هماندازه با فونت و رنگ یکسان تا گذرهایی که با کاشیهای مشابه پوشیده شده بودند. همین هماهنگی، شهری آرام و قابلقبول برای گردشگر ایجاد میکرد.
در رشت، فضای تاریخی میدان شهرداری، شبها به جمعهای هنری، دورهمیهای جوانان و بازار دستفروشان تبدیل میشد و چهره ای متفاوت از زندگی روزمره را به نمایش میگذاشت. در دورودِ لرستان نیز خانه کوهنورد که با همت مردم ساخته شده بود، اقامت راحت و خاطرهانگیزی برایم رقم زد و نمونهای از مشارکت مؤثر مردمی در گردشگری بود.
ساحل میانکاله یکی از زیباترین تجربههایم بود؛ محل زندگی پرندگان مهاجر، فلامینگوها، اسبهای وحشی و جنگل تمشک. گردشگران بدون حصار و محدودیت میتوانند آزادانه در طبیعت قدم بزنند و این نزدیکی، تجربهای منحصربهفرد ایجاد میکند.
یکی دیگر از نمونه های موفق حیات شبانه در اصفهان دیده میشود؛ جایی که کنار زایندهرود و سیوسهپل، موسیقی و نشاط مردم، خود به جاذبه گردشگری تبدیل شده است. کرمان نیز در میدان گنجعلیخان با ترکیب هنر، صنایع دستی و موسیقی زنده، فضای دلنشینی برای گردشگران ایجاد کرده است.
در چابهار، بازار سنتی با حس کهنگی و بازار مدرن منطقه آزاد با چهرهای تازه، دو تجربه متفاوت اما مکمل را ایجاد کردهاند. کلبه سنتی کنار بازار نیز امکان لمس فرهنگ بومی را برای گردشگر فراهم کرده است؛ فضایی که مشابه آن میتواند در کنار بازارهای لار ایجاد شود.
در بندر کُنگ، ترکیب دریا، کوچههای سنگفرش و نورپردازیشده، خانههای قدیمی که به بومگردی تبدیلشده و بادگیرهای زیبا، فضایی گرم و فرهنگی پدید آورده است. شبها گردهمایی محلیها و ریشسفیدان در خانه مردمشناسی همراه با موسیقی جنوبی و روایتهای قدیمی، تجربهای بهیادماندنی برای گردشگران رقم میزد.
حتی در همین نزدیکی خودمان در روستای قلات اوز نیز ایجاد پیادهراه سلامت با نورپردازی در دامنه کوه، نمونهای از کارهای ساده اما تأثیرگذار برای افزایش جذابیت گردشگری است.
لار، ظرفیت بالایی برای جذب گردشگر دارد. میتوان با مرمت ابنیه تاریخی، نورپردازی اصولی و ایجاد پیادهراههای یکپارچه — مانند نمونههای موفق یزد — گردشگران را جذب کرد. در شب نیز بازارهای شهرجدید، بازار بزرگ و ایجاد مسیرهای پیاده و دوچرخهسواری از پارک جنگلی تا میدان امام، فرصت مناسبی برای پر کردن وقت گردشگران فراهم میکند. تبلیغات میدانی، فعالیت در شبکههای اجتماعی و ساخت مستند نیز میتواند این ظرفیتها را بهتر معرفی کند.
حتی می توان با احیای درختان کُنار و گَز و بهرهبرداری از آنها — از میوه کنار و برگ سدر گرفته تا شهد عسل و چوب — زیستبومی ارزشمند و زمینهای مناسب برای گردشگری طبیعی (طبیعت گردی) فراهم کرد.
در طول سفرهایم به این نتیجه رسیدم که برای جذب گردشگر، بیش از هر چیز به اراده و ذوق شهروندان نیاز داریم. بازارهای محلی، دستفروشان صنایع دستی و خوراکی بخش مهمی از هویت شهر هستند؛ همانگونه که در میناب، بازار دستفروشان محلی به شهرت شهر کمک کرده است. ایجاد فضاهای دائمی برای این مشاغل سنتی در کنار آثار تاریخی و با اجاره مناسب، نقش مهمی در توسعه گردشگری دارد.
امیدوارم مدیریت این ظرفیتها به دست دلسوزان و صاحبنظران سپرده شود و لارستان کهن روزبهروز به جایگاه شایستهاش نزدیکتر شود.
- محمدصادق معتقدی / اردیبهشتماه ۱۴۰۵
دیدگاه خود را بنویسید