«تنهای تنهای تنها» از آن دست فیلم‌هایی‌ست که ثابت می‌کند سینما همیشه به تجهیزات عظیم، دکورهای پرخرج و قاب‌های پرزرق‌وبرق نیاز ندارد. گاهی یک دوربین ساده، یک جغرافیای واقعی، چند بازیگر بی‌تکلف و نگاهی آدمیزادی کافی‌ست تا روایتی جهانی بسازد.
احسان عبدی‌پور در این فیلم مثل قصه های دوست داشتنی اش، از کوچک‌ترین عناصر زندگی روزمره استفاده می‌کند تا جهانی بزرگ و تکان‌دهنده بسازد.
نبوغ فیلمساز از همین انتخاب‌های ساده آغاز می‌شود. از شهرک ساحلی، از کوچه‌های باریک و غبارگرفته، از چهره‌ی کودکانی که آموزش ندیده‌اند اما حقیقت را بازی می‌کنند، و از لحظه‌هایی که نه «ساخته شده» بلکه «یافته شده» به نظر می‌رسند. عبدی‌پور به‌جای آنکه دوربین را بر جهان فشار دهد تا درام بسازد، اجازه می‌دهد خودِ جهان با تمام کم‌ادعایی‌اش درام را به او هدیه کند. این صداقتِ دیداری و روایی، همان چیزی‌ست که تماشاگر را بی‌دفاع می‌گذارد.
با فیلم «تنهای تنهای تنها» می توان لبخند زد، تاسف خورد، خندید، اشک ریخت، عصبانی شد و به همه ظالمان جهان لعنت فرستاد.
قدرت فیلم از «سادگی» و «نگاه انسانی» اش می‌آید و آگاهانه از هرگونه نمایش اغراق‌آمیز پرهیز دارد. سادگی قاب‌ها، نور طبیعی و حتی مکث‌های طولانی بین دیالوگ‌ها همگی بخشی از زیباشناسی فیلم هستند. در این جهان، هر لبخند، هر ترس کودکانه، و هر دویدن روی خاک معنای بیشتری پیدا می‌کند و مخاطب مجذوب سادگی فضا و آدم ها می شود.
عبدی‌پور با ظرافتی مثال‌زدنی به احساسات شخصیت‌ها نزدیک می‌شود. بدون اینکه آن‌ها را مجبور کند «حرف‌های بزرگ» بزنند، با ساده‌ترین رفتارهایشان عمیق‌ترین مفاهیم را منتقل می‌کند. تماشاگر احساس نمی‌کند چیزی به او تحمیل می‌شود. احساس می‌کند شاهد زندگی است، زندگی کودکانی که جهان‌شان کوچک اما قلب‌شان اندازه‌ی دریاست.
برای ما با تجربه زیسته در جغرافیای جنوب درک آدم های ساده و تک لایه فیلم که حرف و عملشان یکی است دشوار نیست. انگار یکی از آشناهایمان دوربین برداشته و بی تعارف قصه مان را ساخته است.
فیلم یادآور این حقیقت ساده است که سینمای واقعی همیشه از «تپش قلب» آدم‌ها شروع می‌شود، نه از برق تجهیزات و صادقانه باید اعتراف کرد که این فیلم همان معجزه‌ی بزرگی است که فقط سینمای ایران و نوابغ اش بلدند، از دل محدودیت‌ ها بیرون بکشد.

آفرین احسانو
ببخشید... آفرین آقای عبدی پور


پ ن: فیلم در سال 1391 ساخته شده است و به بهانه حضور احسان عبدی پور در لارستان این یادداشت منتشر می شود.