درباره ظرفیتهای لار آنقدر گفته و نوشته شده که دیگر تکرارش چیزی به این یادداشت اضافه نمیکند؛ شهری که ویژگیهای تجاری، تاریخی و ارتباطیاش برای همه مخاطبان آشناست. آنچه در نوشتار پیش رو اهمیت دارد، نه بازشماری این توانمندیها، بلکه پرداختن به مسئلهای است که مسیر بهرهگیری از همین ظرفیتها را تعیین میکند، چرا که فعال شدن ظرفیت های بالقوه موجب می شود لار نقشی فراتر از یک محدوده شهری ایفا کند.
البته واضح است که تقویت جایگاه منطقهای لار، نیازمند نگاه فرامنطقهای در تصمیمگیریها و افزایش همکاری میان شهرهای جنوب فارس است. با این حال، آنچه میتواند این توانمندیها را به توسعهای پایدار و ملموس تبدیل کند، تنها جذب بودجه، پروژههای عمرانی یا مصوبههای اداری نیست؛ بلکه بیش از هر چیز، هماهنگی مدیریتی و شکلگیری یک نگاه مشترک به آینده شهر است؛ موضوعی که معمولاً کمتر مورد توجه قرار میگیرد اما نقش تعیینکنندهای در موفقیت یا ناکامی برنامههای توسعه دارد.
تجربه بسیاری از شهرهای موفق نشان میدهد که توسعه زمانی محقق میشود که همه نهادهای مؤثر در تصمیمسازی و اجرا، از فرمانداری و شهرداری گرفته تا شورای شهر، دستگاههای خدماتی، نهادهای فرهنگی، بخش خصوصی، دانشگاهیان و نخبگان محلی، در مسیر یک برنامه مشخص و هدفمند حرکت کنند. در غیر این صورت، پروژهها بهصورت پراکنده اجرا میشوند، منابع محدود شهری هدر میرود و فرصتهای مهم یکی پس از دیگری از دست میرود.
لارِ امروز برای حرکت در مسیر توسعه، نیازمند توجه همزمان به چند محور اساسی دارد؛ تقویت اقتصاد شهری و احیای نقش تاریخی در تجارت منطقه، استفاده بهتر از ظرفیت فرودگاه بینالمللی، توسعه زیرساختهای حملونقل و خدمات شهری، مدیریت بحران آب و سازگاری با اقلیم گرم و خشک، احیای گردشگری تاریخی و فرهنگی و در نهایت ارتقای کیفیت زندگی شهروندان.
حفظ هویت تاریخی لار نیز بخشی مهم از این مسیر است؛ بازار تاریخی، معماری بومی و بافت قدیمی لار نه فقط یادگارهای گذشته، بلکه فرصتهایی اقتصادی و گردشگری هستند که میتوانند در کنار نوسازی، بهعنوان سرمایه توسعه شهری نقشآفرینی کنند. همچنین امروزه توسعه بدون توجه به زیرساختهای نوین ممکن نیست؛ گسترش خدمات هوشمند شهری، تقویت زیرساختهای ارتباطی و دیجیتال، بهبود حملونقل و ایجاد فضاهای عمومی مناسب، از جمله نیازهایی است که میتواند کیفیت زندگی در لار را ارتقا دهد و زمینه جذب سرمایهگذاری را فراهم کند.
در کنار این مسائل، لار نیازمند تعریف یک چشمانداز روشن برای آینده خود نیز هست. این شهر باید مشخص کند که در افق پیشرو چه جایگاهی را دنبال میکند؛ قطب خدمات و تجارت جنوب فارس، مرکز لجستیک و حملونقل منطقه، یا مقصد گردشگری تاریخی جنوب کشور. بدون چنین تصویری، برنامههای توسعه ممکن است پراکنده، مقطعی و فاقد پیوستگی باقی بمانند.
نقش سرمایه انسانی و ظرفیت اجتماعی لار نیز در روند توسعه بسیار مهم است. بسیاری از نیروهای متخصص، سرمایهگذاران بومی و چهرههای موفق اقتصادی و علمی که ریشه در این شهر دارند، میتوانند در روند توسعه نقش مؤثری ایفا کنند. استفاده از این ظرفیتها نیازمند اعتمادسازی، ایجاد فضای مشارکت و تعریف سازوکارهای روشن میان مدیریت شهری و بخش خصوصی است.
بخش خصوصی میتواند یکی از موتورهای اصلی توسعه لار باشد، اما این موضوع نیازمند ثبات در تصمیمگیری، کاهش بروکراسی و ایجاد اعتماد میان سرمایهگذاران و مدیریت شهری است. از سوی دیگر، توسعه بدون همراهی مردم، رسانهها، انجمن های محلی و معتمدان شهر و البته مطالبهگری سازنده امکانپذیر نیست؛ چراکه سرمایه اجتماعی پشتوانه اصلی پروژههای بزرگ شهری است.
یکی از آسیبهای توسعه شهری در بسیاری از نقاط کشور، تصمیمهای کوتاهمدت و مقطعی است. لار برای رسیدن به توسعه پایدار، نیازمند برنامههایی است که فراتر از دورههای مدیریتی تعریف شوند و با تغییر مدیران متوقف نشوند. استمرار در سیاستگذاری و حفظ اولویتهای اصلی توسعه، شرط موفقیت بلندمدت شهر خواهد بود.
اگر میان دستگاههای مختلف لار همافزایی واقعی شکل بگیرد، میتوان از پراکندگی تصمیمها فاصله گرفت و به سمت اجرای پروژههای اثرگذار و ماندگار حرکت کرد. تدوین یک سند توسعه مشترک، تشکیل شورای هماهنگی مدیران شهری، حمایت از سرمایهگذاران بومی، استفاده از ظرفیت دانشگاهیان و نخبگان، و تقویت مشارکت مردمی، از جمله اقداماتی است که میتواند مسیر توسعه لار را هموارتر کند.
واقعیت این است که لار بیش از آنکه با کمبود ظرفیت روبهرو باشد، با کمبود انسجام مدیریتی مواجه است. اگر این حلقه گمشده جدی گرفته شود، بسیاری از فرصتهای معطلمانده شهر فعال خواهد شد و لار میتواند با سرعت، اطمینان و برنامهریزی بیشتری در مسیر توسعه پایدار حرکت کند.
دیدگاه خود را بنویسید