چارسوق لارستان: شعری که در ادامه میخوانید، از سرودههای اخیر شاعر جوان و خوشذوق لاری، «امیرحسین منتظرقائم» است که برای انتشار در اختیار چارسوق لارستان قرار گرفته است.
این شعر در قالب غزل سروده شده و «نجمه قنبری»، از خوشنویسان اهل لار، آن را به خط شکسته تحریر کرده است.
بدون اینکه برنجی مرا صدا بزن از دور به لحن گرم جنوبی
تویی که مثل همیشه بدون خنده نمایی از عکسهای غروبی
،
تعارفات محلی مقدمات دروغ است صریح باش برایم
مرا ببر به گذشته به خاطرات غریبت سپس بپرس که خوبی؟
،
سپس بپرس که مویم در این حوالی شرجی چرا به ابر شبیهاست؟
بپرس تا که به گرمی جهان یخشدهام را از اشک و آه بروبی
،
تمام قدرت خود را نثار خستگیام کن که جان تازه بگیرم
بدون شرم همیشه بزن تمام خودت را به قلب صخرهی چوبی
،
پس از گذشتن عمری دوباره دیدهامت تا پرستشات کنم از نو
مقدساست هجومت مرا اگر که بسازی مرا اگر گه بکوبی
،
تو آفتاب زلال و منم غریبی صحرا غروب،وصل من و توست
چقدر لحظهی سرخیست دقیقهای که بخوانی مرا به لحن جنوبی...

دیدگاه خود را بنویسید